نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۲ ۱۲:۴۱:۴۹ سلام ریحانه جون همه چیزو خیلی خوب به تصویر کشیدی. از خوندنش همون قدر لذت بردم که از بودن در اونجا. سیمین |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۵ ۰۰:۴۵:۳۱ سلام عکس های قشنگی بود البته با خاطرات قشنگی که اونجا داشتیم... فقط کاش از عکس های با کیفیت بالاتر استفاده می کردید. اگر نگران حجم اون بودید می شد کاری کرد که هم کیفیت خراب نشه هم حجم پایین باشه :) ولی در کل سفر بسیار بیاد ماندنی شد... من که واقعا لذت بردم. از این برنامه ها زیاد بذارید :) شاد و پیروز باشید معین |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۵ ۱۷:۲۹:۰۰ az reyhaneh sharif poure azizam tashakor mikonam ke khatereye oon rooze ghashango sabt kard. |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۲ ۱۳:۰۶:۴۶ سفرنامه زیبا و موجزی بود و با خواندن آن یاد کاروانسرا ،خفاش ،شب و آتش و ستاره، سرمای شب و کیسه خواب ،پیاده روی روی رمل با پای برهنه، عکس یادگاری ، گم شدن تلفن حمید، سادگی و صمیمیت ممد و بچه های کویر، لوک سواری (اسم شتری که در تصاویر بالا میبینید)، شخم زدن ماسه به دنبال تلفن و........... و از همه مهمتر بودن در کنار بچه های خونگرم و صمیمی خوزستان تداعی شد. با تشکر از شما برای تهیه سفرنامه و درود و سلام بر همه ی هم کویر نوردان. آرش پوربختیاری 22/11/1388 |