صفحه اصلی - - گالری تصاویر - - پیوند ها - - تماس با ما
Advertisement

email_18_animated.gif
مشتاقانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
info@khuzestanclub.com
ورود اعضاء
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

صفحه اصلی arrow اخبار arrow اخبار موسسه arrow سفرنامه تور کویر مرنجاب به همراه عکس
سفرنامه تور کویر مرنجاب به همراه عکس چاپ ارسال به دوست
۰۴ بهمن ۱۳۸۸

به نام خدا

سفرنامه تور کویر مرنجاب – 19 و 20 آذر 1388 

      ساعت 3 بعدازظهر روز پنجشنبه 19 آذر همراه 37نفر با یک اتوبوس بنز به سمت اتوبان حرکت کردیم. از اتوبان قم به سمت کاشان وسپس به آران و بیدگل و از آنجا از جاده ای فرعی حدود 50 كيلومتر خاكي به سمت کویر مرنجاب وکاروانسرا رفتیم. در بین راه پذیرایی شدیم و برای اینکه بعد مسافت و خستگی راه را متوجه نشویم به بازی و سرگرمی متوسل شدیم.

در بين راه درختان گز فراوان ، روباه و موشهاي ايستاده (همانند كانگورو) جلب توجه ميكرد ،حدود ساعت 9:30 شب بالاخره به كاروانسراي شاه عباسي دردل كوير و حاشيه درياچه نمك رسیدیم كه قنات آب لب شور آن همراه چندين درخت گز بزرگ ،با مرغابي ها و ماهي هاي ريزدر استخررا مشاهده نموديم ومتوجه شدیم هوا سرد است ولی ظاهرا آنقدرها هم غیرقابل تحمل نیست ، دو گروه ديگر نيز در حوالي كاروانسرا حضور داشتند. در کاروانسرا دو اتاق کوچک برای خانمها و یک اتاق بزرگ تر برای آقایان در اختیارمان گذاشتند که البته سیستم گرمایشی نداشت.ولي پتواجاره مي دادند، روشنایی کاروانسرا به وسیله یک دستگاه موتور برق تأمین می شد که آن را هم ساعت 12 شب خاموش کردند. در يكي از اتاقك ها شام همراه با سوپ جو را صرف نموديم و دوستان از خفاش كوجولو چسبيده به سقف عكسبرداري نمودند ،بیرون از کاوانسرا با هيزم هايي كه از تهران آماده شده بود ،آتش برپا کردیم و همگی دور آن نشستیم و از زیبایی های کویر لذت بردیم. یک طرف آسمان نامتناهی و ستاره های بی شمار آن که وقتی به آنها خیره می شدیم از عظمت و زيبائي وصف ناپذيرآن شگفت زده می شدیم، و از سوی دیگر سکوت مرموز کویر و سیاهی مطلق آن، زوزه گرگ (شاید هم سگ) و سوز سرما... و این طرف گرمای دلنشین آتش با شعله های خیره کننده اش و سيب زميني زير ذغال که ما روشن کرده بودیم..

      آن شب هرطوربود خود را گرم کردیم، هر چه داشتیم پوشیدیم و هرچه پتو داشتیم رویمان گرفتیم تا بلکه یخ نزنیم!! و هرطور شده شب کویر را که سرمای استخوانسوزش زبانزد است به صبح برسانیم هر چند ابتدا که رسیدیم فکر می کردیم سرمایش قابل تحمل است! صبح زیبا و طلوع دلنواز کویر که آمد انگار اصلا نخوابیده بودیم، گویی هنوز دیشب بود. با زحمت از جا برخاستیم و برای صبحانه آماده شدیم و پس ازصرف صبحانه كامل ،همگی پیاده به سمت تپه های شنی (رمل ها) راه افتادیم. در مسیر شترهایی را دیدیم با لب و لوچه های آویزان که خودشان نشانه کویر و بیابان هستند که دوستان با آنها عکس و فیلم یادگاری و بعضي نيز سواري گرفتند.

      به دلیل طولانی بودن مسیر پیاده روی،كه چاه آب شيرين نيز در راه بود ، بقیه راه را با اتوبوس رفتیم و وقتی به رمل ها در كنار درياچه نمك رسیدیم برای سهولت در بالا رفتن کفش ها را درآورده و با پای برهنه بالا رفتیم. در عین سختی ولی لذت بخش بود،و مخصوصاً وقتی به بالای تپه بلند رسیدیم ، آنطرف تپه های بی شمار دیگر و منظره ای زیبا و نقاشي مانند از مسیری که آمده بودیم را دیدیم. هواي بسيار دلپذيري بود و با پای برهنه روی شنها راه رفتن لذت غیر قابل توصیفی داشت که فقط باید احساس ولمس شود. کمی روی تپه ها توقف داشتیم، عکس های زیبای زیادی گرفتیم که تعدادی از آنها را در انتهای گزارش می توانید ببینید. رد پای خود را در کویر به جا گذاشتیم و دوان دوان با پای برهنه به پایین برگشتیم. البته یک گوشی موبایل که از جیب کاپشن یکی از همراهان در شنها افتاد و گم شد را هم به یادگار گذاشتیم!! و دوساعت از برنامه عقب افتاديم ، اتفاقاً همان لحظه من در حال فیلم برداری بودم که لحظه افتادن موبایل از جیب ایشان نیز در فیلم ثبت شده است! وقتی از سفر برگشتیم و فیلم را دیدیم افسوس خوردیم که ای کاش همانجا فیلم را یکبار دیده بودیم و موبایل را پیدا می کردیم واز برنامه ديدن درياچه نمك عقب نمي افتاديم،بالاخره برای صرف ناهار به کاروانسرا بازگشتیم و پس از کمی استراحت، دست پخت جوجه كباب مشارکت همگانی را خوردیم و وسایل را جمع کرده، یک عکس دسته جمعی در کاروانسرا گرفتیم و روانه زندگی شلوغ، آلوده و پر سروصدایمان در تهران شدیم. ساعت30/4 بعد از ظهر راه افتادیم وضمن پذيرائي مجدد در اتوبوس ، حدودا ًساعت 10 شب خسته و کوفته اما با یک تجربه و دیدار به یاد ماندنی از یکی از مناظر و مکانهای زیبا و اسرارآمیز خداوندی به تهران رسیدیم.

جا دارد از موسسه فرهنگی ورزشی خوزستانیهای مقیم تهران به ویژه مدیر عامل محترم آن آقاي دکتر منصور صدریان و خانواده محترمشان وسرپرست محترم تورسركارخانم فاطمه امیری نیاو هماهنگ كننده محترم آقاي پرويز ملك نيا که در برنامه ریزی، تدارکات، همراهی و...این برنامه انصافا زحمات زیادی را متحمل شدند از طرف خود و همه همراهان در این سفر صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.

                                                                ریحانه شریف پور

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image




یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۲ ۱۲:۴۱:۴۹
سلام 
ریحانه جون همه چیزو خیلی خوب به تصویر کشیدی. از خوندنش همون قدر لذت بردم که از بودن در اونجا. 
سیمین

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۵ ۰۰:۴۵:۳۱
سلام 
عکس های قشنگی بود البته با خاطرات قشنگی که اونجا داشتیم... فقط کاش از عکس های با کیفیت بالاتر استفاده می کردید. اگر نگران حجم اون بودید می شد کاری کرد که هم کیفیت خراب نشه هم حجم پایین باشه :) 
 
ولی در کل سفر بسیار بیاد ماندنی شد... من که واقعا لذت بردم. از این برنامه ها زیاد بذارید :) 
 
شاد و پیروز باشید 
معین

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۵ ۱۷:۲۹:۰۰
az reyhaneh sharif poure azizam tashakor mikonam ke khatereye oon rooze ghashango sabt kard.

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۲ ۱۳:۰۶:۴۶
سفرنامه زیبا و موجزی بود و با خواندن آن یاد کاروانسرا ،خفاش ،شب و آتش و ستاره، سرمای شب و کیسه خواب ،پیاده روی روی رمل با پای برهنه، عکس یادگاری ، گم شدن تلفن حمید، سادگی و صمیمیت ممد و بچه های کویر، لوک سواری (اسم شتری که در تصاویر بالا میبینید)، شخم زدن ماسه به دنبال تلفن و........... و از همه مهمتر بودن در کنار بچه های خونگرم و صمیمی خوزستان تداعی شد. 
با تشکر از شما برای تهیه سفرنامه و درود و سلام بر همه ی هم کویر نوردان. 
 
آرش پوربختیاری 22/11/1388



Copyright 2008, Khuzestanclub.com All rights Reserved
Designed by: REXco.ir