|
۰۸ تير ۱۳۸۹ |
|
اسراف محبت وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها میكند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود... دوستداشتن كسی كه لایق دوستداشتن نیست، اسراف محبت است. دكتر علی شریعتی ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۰۸ تير ۱۳۸۹ |
|
از یک استاد سخنور دعوت به عمل آمد که در جمع مدیران ارشد یک سازمان ایراد سخن نماید. محور سخنرانی در خصوص مسائل انگیزشی و چگونگی ارتقاء سطح روحیه کارکنان دور می زد.ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
مسجد رنگونیها؛ مسجدی برای تمام مذاهب |
|
۰۸ تير ۱۳۸۹ |
|
آبادان [1] نیوز:مسجد رنگونیها در سال ۱۳۰۰هجری شمسی در جنوب غربی پالایشگاه آبادان و در کنار اروند [2] رود و نقطه صفر مرزی همجوار با کشور عراق ساخته شده است. این مسجد با تقاضای عدهای از مسلمانان سنی مذهب شبه قاره هند که عمدتا مهاجرانی از اهالی رنگون پایتخت میانمار بوده و در پالایشگاه نفت آبادان مشغول به کار بودهاند احداث شده و به همین دلیل نام مسجد رنگونیها گفته میشود. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۰۲ تير ۱۳۸۹ |
تا چند سال پیش همه می پنداشتند که پیل الکتریکی را نخستین بار دانشمند ایتالیایی لوئیجی گالولنی در سال ۱۷۸۶ پدید آورد . گالولنی از قرار دادن دو فلز در آب نمک جریان برق بدست آورد . چقدر شگفت انگیز است هنگامی که می بینیم ، که اتفاقا گالولنی هم برای ساختن پیل ، همان فلز هایی را استفاده کرده که 2000سال پیش از این، ایرانیان برای ساختن پیل به کار برده بودند .ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۰۲ تير ۱۳۸۹ |
|
آرامگاه یعقوب لیث صفاری قرون متوالی است که در روستای شاهآباد دزفول قرار دارد. گنبد بلند مضرس (دندانه دار) سفید رنگ و جلال عمارت بقعه از دور كاملا جلوهگر است. در اطراف بقعه، قبرستان وسیعی است كه در آن وجود سنگ قبرهای قدیمی، نشانگرتاریخ کهن این بنا میباشد همچنین وجود زمینهای زراعی، برنج كاری و درختان كناردر کنار بنا، زیبایی آن را دوچندان کرده است.ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
انتقال آب کارون با وجود زمین های تشنه! |
|
۳۱ خرداد ۱۳۸۹ |
انتقال آب از رودخانه کارون یا سرشاخه های آن به استانهای دیگر موضوعی است که بارها توسط دولتهای مختلف مطرح شده این در حالی است که اکنون خود استان خوزستان بیش از هر زمان دیگری به آب نیاز دارد. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
راهكارهايي براي توسعه گردشگري شهرستان انديكا |
|
۳۱ خرداد ۱۳۸۹ |
آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / سرویس گزارش بقلم: پدرام طاهري كتكي درباره نوشتن مقاله اي با موضوع راهكارهاي توسعه گردشگري اندیکا که چندی است به شهرستان ارتقا یافته است با يكي از فعالين محيط زيست استان صحبت كردم، وي ضمن استقبال و تشويق این حرکت که در راستای معرفی ظرفيت ها و پتانسيل هاي بالاي بخش ميراث فرهنگي، گردشگري و همچنین زيست محيطي و منابع طبيعي برخی مناطق و شرهای استان صورت می گیرد، با مهم خواندان انعکاس رسانه ای این برخورداری ها، نکته ای را نیز یادآور شد. اين فعال محيط زيست مي گفت: اينكه شما مي خواهيد پيرامون اهميت محيط زيست، منابع طبيعي و خدادادي و پتانسيل هاي بالاي گردشگري اين منطقه و معرفي آنها مقاله ای بنويسيد، در جای خود حرکت پسندیده ای است، ولي نكته اينجاست كه متولي و مديري كه كارش شنيدن اين پيشنهاد ها و راهكارهای ارائه شده باشد در اين شهرستان وجود خارجي ندارد؛ شهرستان اندیکا فاقد اداره محيط زيست، منابع طبيعي، ميراث فرهنگي و گردشگري است. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۲۷ خرداد ۱۳۸۹ |
پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز ديگر وارد سي سالگي مي شدم.وارد شدن به دهه اي جديد از زندگيم نگران کننده بود، چون مي ترسيدم که بهترين سالهاي زندگيم را پشت سر گذاشته ام. عادت جاري و روزانه من اين بود که هميشه قبل از رفتن به سرکار، براي تمرين به يک ورزشگاه مي رفتم. من هرروز صبح دوستم نيکولاس را در ورزشگاه مي ديدم. او هفتاد و نه سال داشت و پاک از ريخت افتاده بود. آن روز که با او احوالپرسي مي کردم، از حال و هوايم فهميد که سرزندگي و شادابي هر روز را ندارم. به همين خاطر، علت امر را جويا شد.به او گفتم که از وارد شدن به سن سي سالگي احساس نگراني مي کنم. با خود فکر مي کردم که وقتي به سن و سال نيکولاس برسم، به زندگي گذشته ام چگونه نگاه خواهم کرد. به همين خاطر از نيکولاس پرسيدم :«ببينم، بهترين دوران زندگي شما چه موقعي بود؟»
ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۲۷ خرداد ۱۳۸۹ |
گوشه ای از دانایی مردی که تاریخ معاصر ایران شریف تر از او سراغ ندارد.
روحش شاد و یادش گرامی""
زماني که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس در ماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست . قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي نكرد و روي همان صندلي نشست ..
ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۲۷ خرداد ۱۳۸۹ |
به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان پزشک پرسيدم شما چطور ميفهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟ روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب ميکنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار ميگذاريم و از او ميخواهيم که وان را خالى کند.
ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
عمو سبزیفروش _ داستانی واقعی |
|
۲۷ خرداد ۱۳۸۹ |
داستانی که در زیر نقل میشود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:
«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل میکردیم.ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۲۷ خرداد ۱۳۸۹ |
نه مرادم نه مریدم
نه پیامم نه کلامم نه سلامم نه علیکم نه سپیدم نه سیاهم نه چنانم که تو گویی نه چنینم که تو خوانی و نه آنگونه که گفتند و شنیدی نه سمائم نه زمینم نه به زنجیر کسی بستهام و بردۀ دینمارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
۲۷ خرداد ۱۳۸۹ |
|
درکنار يکي از سواحل درياي سياه . باران مي بارد، و شهر کوچک همانند صحرا خالي بنظر مي رسد. درست هنگامي است که همه در يک بدهکاري بسر مي برند و هر کدام برمنباي اعتبارشان زندگي را گذران مي کنند. ناگهان، يک مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي شود. او وارد تنها هتلي که در اين ساحل است مي شود، اسکناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذارد و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود. صاحب هتل اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>
|